خیالم را کجا بگذارم
که دست چشم هایت به آن نرسد ؟!
ملاقات تو را تن می کنم
با کفش های پر از باران
به وعده گاه های عاشقانۀ دنیا می روم
و دیر وفتِ عشق
به خانه بر می گردم
با چشم هائی
پر از کفش های تو پشت در
این باغ شکوفه های گیلاس
در می گشایم
و از عطر حضورت جا می خورم
دیوارها عقب می روند
افق در افق گلُ ریحان می روید
و مشام دلم سر می رود از تو
دیوارها همه اشکاف می شوند
بهار در بهار لباس تو
دست هایت
میان گلدان پنجره می بوید
تصویر تو در آینه
لبخند می زند
این خانه اگر پری ندارد
پس تو کیستی
که به من این همه نزدیکُ
آن همه دوری از من ؟!
برچسب:
نویسنده: سارا قاسمی